آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
134
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
در سيزده آوريل سنهء 1625 سفير ايران سر رابرت شرلى را از منزلش به عمارت وايت هال هدايت كرده كه به حضور رسيد . در جلو درب بزرگ اين عمارت پياده شده برحسب دستورالعملى كه به من داده شده بود او را از دالان تاريك بردم و از اطاق وعظ گذرانده به اطاق شورا رساندم و از آنجا به اطاق خلوت پادشاه رفته از ورود سفير به يكى از پيشخدمتها خبر دادم كه به پادشاه اطلاع بدهد زيرا كه ما حق نداشتيم بيشتر از آن پيش برويم . اين پيشخدمت پيغام مرا به ايشيك آغاسىباشى رسانده جواب آورد كه سفير را از ميان اطاقهاى ملكهء متوفا عبور داده به تالار پذيرايى پادشاه ببرم و كسى جز من با سفير همراهى نكند ، خلاصه اطاعت امر كرده سفير را از ميان اطاقهاى ملكه متوفا عبور داده به حضور بردم و او چند كلمه محض تسلى به پادشاه عرض كرده از همان راهى كه آمده بود مراجعت كرد . در اواسط ماه فوريه سنه 1626 تجار شراكت هند مشرقى به پادشاه اطلاع دادند كه سفينهاى به تورتسموت رسيده است و مدتى بود كه خبرى از آن سفينه نبود و مفقود گشته بود و اظهار داشتند كه در آن كشتى سفيرى از جانب پادشاه ايران وارد شده است . قرار شد كه كالسكهء پادشاه با چند نفر مهماندار براى پذيرايى آن سفير در كينگستون و آوردن او به لندن فرستاده شود . اين تجار از حد تشريفاتى كه براى سفير سابق ايران سر رابرت شرلى بهعمل آمده بود تجاوز نموده اسبابى فراهم آوردند كه كالسكه سلطنتى هشت اسب داشته باشد و اين امر اسباب اجلال سفير جديد بود . اين سفير در نوزده فوريه به لندن آمد و تجار مخارج او را متحمل شده منزلى براى